زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد چاپ
تاریخ : یکشنبه 15 اردیبهشت ماه سال 1387
 پر زشورم امشب

من در این کنج حیاط

خانه ای ساخته ام در رویا

به چه اندیشه کنم؟

به همان حس غریبی که در این نزدیکی است

پشت گلهای حیاط زیر این سرو بلند

یا در ان حوض پر از ماهی اب

شاید ان حس غریب

بوی ان تپه ی سبز ته پس کوچه ی ماست

بوی عشق بوی بهار

من در این کنج حیاط

پر از ارامشم امشب

پر از احساس رهایی

حس خوسبختی و عشق

تا بدانجاکه خدا می داند

من به تنهایی این لحظه ها می نگرم

و به خود می گویم

این همان ....